حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
114
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
تر بود و درشتى سهلتر و زردى بين اين و آن و بحران وى بقى يا باسهال يا برعاف يا به عرق باشد و نكس در ان كمتر واقع شود و بر تقدير وقوع به شرط عدم سوء تدبير بسيار خفيف و بس سبك باشد فائده غثيان بلا قذف در اين علت نشان بودن مادهء در حوالى معده است و بالجمله عوارض آن از اعراض غب دائره اشد و اقوى باشد و ويرا باعتبار لزوم و تعفن و عوارض با مطبقه مشابهت قويه است لهذا صاحب ذخيره مطبقه را نيز محرقه گويد من اراد الاطلاع فليرجع ؟ ؟ ؟ پس فرق آنكه محرقه بنوبت غب اشتداد نمايد و از اعراض خاصه مطبقه چون حمرت چشم و چهره و امتلاء عروق و تمدد بدن و ضيق النفس عارضى باشد فائده صاحب ذخيره مىنويسد كه اين تب بكودكان شيرخوار و جوانان پختهكار بسيارتر آيد و محرقه كودك بنا بر رطوبت مزاج به سهولت بمفارقت گرايد و بسا باشد كه ايشان را در ان سبات يا حالتى كه بدان ماند رو نمايد و ايضا طفل ميل بشير كمتر كند و آنچه به مزد در معده ترش گردد قسم دوم در غب خالصه لازمه دوى تبيست لازم دائم كه بعلامات و امارات غب دائره و محرقه دست دهد اما اعراض نسبت با دل بيشتر و به قياس ثانى كمتر باشد و هذا بين غنى عن البيان و به همين در اين و فيما بين آنان فرق توان كرد و ايضا از اعراض رديه كه در محرقه مذكور شد خالى باشد و فترات در تن ظاهر بود لكن بدستور آن ظهور عرق و نافض روز بحران يا قريب آن بود نوع سوم در حمى بلغمى و يونانيان ويرا مقيماروس گويند و از آنكه وى نيز بدستور صفراوى تارة به تعفن بلغم داخل عروق و اخرى بعفونت آن خارج آنها حادث شود به دو صنف بيان كنم صنف اوّل آنكه تعفن بلغم در ان بيرون رگها در اعضاء خاليه چون معده و دماغ و ما يناسبهما باشد و اين تبى باشد دائره كه ويرا بنا بر مواظبة و نوبت كردن آن هرروزه نائبه و مواظبه گويند و از خواص ويست كه اكثر بنافض صادق البرد آغاز كند زيرا كه اعضاء حساسه هم بنا بر برودت فعلى بلغم عفن و هم از جهت هرب حار غريزى از اذيّت آن متاذى شود و از آنكه سبب غلظت و لزوجت بلغم و برد آن عفونت در ان بسرعت راه نيابد و نيز به علت كثافت جلد و ضيق مسام از برودت مادهء حرارت در اين حمى محتقن به باطن مىماند لبث سرما در بدن بيشتر بسيار طول مىكشد و تا اتمام عفونت و اشتداد حرارت و رقت بلغم و اتساع مسام و تخلخل بدن و كثرت ابخره سخونت تن صورت نهپذيرد اما قوت و ضعف برود نافض بحسب اختلاف انواع بلغم مختلف باشد مثلا اگر بلغم زجاجى سبب تب بود نافض وى بنا بر لزجية و اغلظيت و عدم انقلاع آن بيحركت ارتعاديه قويه شديدتر